نگین قدیمی
دختر ۲۸ ساله ،دانش آموخته و مهندس بيوتكنولوزى بود. او متولد تهران بود وبه دليل شغل پدرش در شهرهاى مختلفى مثل بندر عباس، اراك و سارى زندگی كرده بود. نگین به ورزش شنا، هنر نقاشى وكتاب خوانى علاقه فراوانى داشت و قصد داشت براى ادامه زندگی به استراليا مهاجرت بود.
او شامگاه ١٩ دماه ١۴۰۴ در جريان اعتراضات مسالمت آميز مردمى در شهر شهسوار (تنكابن) واقع در استان مازندران.
خانواده نگین براى يك سفر خانوادگی در شهسوار به سر مى بردند. در شب اعتراضات، برغم درخواست پدرش براى ماندن در خانه، نگین با گفتن جمله «مى آيم كه مراقب شما باشم بابا» به همراه پدرش به خيابان رفت. در جريان تيراندازى مأموران، گلوله جنگی به پهلوی او اصابت كرد. او در آخرين لحظات در آغوش پدرش افتاد وگفت: «بابا، سوختم…» وبه دليل ممانعت نيروهاى امنيتى از امدادرسانى و انتقال به بيمارستان، همانجا در آغوش پدرش جان سپرد🥀
